"عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی" از مهدی فرجی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۳ دیدگاه

عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی

بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی

 

یک آسمان پرندگی ام دادی و مرا

در تنگنای از تو پریدن  گذاشتی

 

وقتی که آب و دانه برایم نریختی 

وقتی کلید در قفس من گذاشتی

 

امروز از همیشه پشیمان تر آمدی

دنبال من بنای دویدن گذاشتی

 

من نیستم .. نگاه کن این باغ سوخته

تاوان آتشی ست که روشن گذاشتی 

 

گیرم هنوز تشنه ی حرف تو ام ولی 

گوشی مگر برای شنیدن گذاشتی؟

 

آلوچه های چشم تو مثل گذشته اند

اما برای من دل چیدن گذاشتی؟

 

حالا برو،برو که تو این نان تلخ را

در سفره ای به سادگی من گذاشتی

 

مهدی فرجی

  • Why do they call it the Achilles heel?

    Why do they call it the Achilles heel?

    • ۱۳۹۶/۰۶/۰۶ - ۱۱:۲۸:۳۴

    great issues altogether, you just won a logo new reader.
    What could you recommend in regards to your post that you just
    made a few days in the past? Any positive?

  • How you can increase your height?

    How you can increase your height?

    • ۱۳۹۶/۰۶/۰۸ - ۱۳:۰۹:۰۵

    Hello, the whole thing is going fine here and ofcourse every one is sharing information,
    that's really fine, keep up writing.

  • Do compression socks help with Achilles tendonitis?

    Do compression socks help with Achilles tendonitis?

    • ۱۳۹۶/۰۶/۱۱ - ۲۰:۰۷:۵۳

    Hi there, You've done an incredible job. I'll certainly digg it and personally recommend to my friends.
    I am sure they will be benefited from this site.