"واقعیت رویای من است" از بیژن نجدی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۰ دیدگاه

واقعیت رویای من است

واقعیت خوابهای من است

خون رویای من

برگ تر از سبز،سبز تر از برگ گیاه

که با دشنه تلکس خبرگزاری ها

خنجرکلمات روزنامه

نمی ریزد

واقعیت رویای من است

آنجا هیچ کس نمی داند که سیلی چیست؟

وچاقو

شرمنده تیغش نه.

در خیال بافی ذهن من، ترور نمیشود لبخند

کشته نمی شود سهراب

در زانوان پیر پیرمرد رفته است لبخند

تکه های تن هر که می میرد

در اخبار رادیو،برصفحه ی تلویزیون

آنجا

آفریقا،فرقی نمی کند:خاورمیانه

آسیای دور

درخواب های من باز می گردد به گهواره و گریه

آنها بزرگ می شوند در خواب های من

به مدرسه می روند و آب می خوانند و انار،درخواب های من

ودرخت اناری دوباره می روید

از کتابی که مانده روی رف

آنها در خانهای ساده ، بچه دار می شوند و

روزی

برسپید ساده بستری ساده

کنار مردمی ساده

با تعریف ساده ای از مرگ می میرند

اما دریغ

واقعیت،نه خواب های من است،نه رویای تو

نه خیال بافی من،نه آرزوی تو

همین طور که گاهی روزنامه می خوانی

و گاه شعر مرا

 

بیژن نجدی

 

    هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...