"داغ این رگبار" از روزبه بمانی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۱ دیدگاه

داغِ این رگبار ، از سُربِ فشنگ دیگریست
تیرِ دشمن نیست این ، تیرٍ تفنگِ دیگریست

من تمامِ جنگ را صدبار از سر خوانده ام
جنگ ، بعد از فتحِ خرمشهر ، جنگِ دیگریست

از تهِ قصه خیالِ هر دوی ما تخت شد
از همین جا رو به هم شلیک کردن سخت شد

دوستان پایان بازی را عقب انداختند
آنقدر که ناگهان ، تشخیصِ دشمن سخت شد

دوستانی جان برای قصرِ شیرین باختند
دوستانی قصر شیرین هایشان را ساختند

دوستانی با تمام دسته گل های جهان
جنگ را بر گردنِ امثالِ ما انداختند

معنیِ مُردن برای نسلِ تعدیل شد
مرگ با رگبار به رؤیای ما تبدیل شد

هیچکس باور نخواهد کرد ، چندین نسل بعد
ما نجنگیدیم ، جنگیدن به ما تحمیل شد

با یه دریا تاولی که روی دستم باد کرد
جنگ ما را با همان یک جامِ زهر آزاد کرد

آن خدا امروزِ ما را هم تماشا می کند
آن خداوندی که خرمشهر را آزاد کرد

روزبه بمانی

  • What do you do for a sore Achilles tendon?

    What do you do for a sore Achilles tendon?

    • ۱۳۹۶/۰۶/۱۲ - ۰۱:۴۹:۲۷

    This site was... how do I say it? Relevant!!
    Finally I've found something that helped me.
    Thanks!