"دلم تنگ می شود، گاهی" از مصطفی مستور

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۴ دیدگاه

دلم تنگ می شود، گاهی

برای حرف های معمولی

برای حرف های ساده

برای «چه هوای خوبی!» / «دیشب چه خوردی؟»

برای «راستی! ماندانا عروسی کرد.» / « شادی پسر زائید.» 

و چه قدر خسته ام از«چرا؟»

از «چه گونه!»

خسته ام از سؤال های سخت، پاسخ های پیچیده

از کلمات سنگین

فکرهای عمیق

پیچ های تند

نشانه های با معنا، بی معنا

دلم تنگ می شود، گاهی

برای

یک «دوستت دارم» ساده

دو «فنجان قهوه ی داغ»

سه «روز» تعطیلی در زمستان

چهار «خنده ی » بلند

و

پنج «انگشت» دوست داشتنی.

         مصطفی مستور

  • BHW

    BHW

    • ۱۳۹۶/۰۱/۲۵ - ۲۰:۰۹:۰۱

    Hi everyone, it's my first go to see at this web page, and paragraph is genuinely fruitful
    in favor of me, keep up posting these types of articles.

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۴ - ۱۳:۴۲:۴۳

    Heya i am for the first time here. I came across this board and I find It really useful & it helped
    me out much. I hope to give something back and help others
    like you aided me.

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۴ - ۱۸:۴۹:۲۰

    Hola! I've been following your web site for
    a while now and finally got the bravery to go ahead and give you a shout out from
    Humble Tx! Just wanted to tell you keep up the great job!

  • What do you do for a sore Achilles tendon?

    What do you do for a sore Achilles tendon?

    • ۱۳۹۶/۰۶/۰۸ - ۰۷:۳۶:۲۶

    Pretty nice post. I just stumbled upon your weblog and wanted to say that I have truly enjoyed
    browsing your blog posts. After all I'll be subscribing to your rss feed and I hope you write again soon!