" شب است " از سعید بیابانکی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۲ دیدگاه
شب است و باغچه‌‌های تهی ز میخک من

و بـــوی خاطــــره‌‌ها در حیــــاط کوچک من

 

حیاط خلوت من از سکوت سرشار است

کجاست نغمه غمگینت ای چکاوک من؟

 

به سکّه سکّه اشکم تو را خریدارم

تویی بهــای پس‌اندازهای قلّک من

 

بگیر دست مرا ای عـــروس دریایی

بیا به یاری دنیای بی عروسک من

 

تورا به رشته‌ای از آرزو گـره زده‌اند

به پشت پنجره سینه مشبّک من

 

کسی نیامده - حتّی کلاغ‌‌های سیاه –

به قصد غارت جالیــــز بی مترسک من

 

کبوترانه بیـــا تخـــم آشتـــــی بگذار

میان گودی انگشت‌‌های کوچک من

 

شب است و خواب عمیقی ربوده شهر مرا

کجــاست شیطنت کودکـــی و سوتک من؟

 

بترس ازاین همه لولو که پشت پنجره اند

بخواب شعر قشنگم، بخواب کودک من...

 

سعید بیابانکی

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۴ - ۱۵:۳۹:۲۷

    Attractive component to content. I simply stumbled upon your weblog and in accession capital to assert that I get actually loved account your weblog posts.
    Anyway I'll be subscribing for your augment or even I success you access consistently rapidly.

  • Why does it hurt right above my heel?

    Why does it hurt right above my heel?

    • ۱۳۹۶/۰۶/۰۶ - ۱۲:۰۵:۵۰

    Very quickly this site will be famous among all blogging people, due to it's
    nice articles or reviews