" رسوای جماعت " از علی سلطانی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۳ دیدگاه

از خوردن بستنی قیفی در خیابان خجالت نکش

از اینکه بایستی و از سوژه ای که خوشت آمده عکس بگیری!

از اینکه بنشینی کنار کودک فال فروش و با او درد و دل کنی...

از اینکه وسط پیاده رو" البته اگر مامور نبود!" عشقت را در آغوش بگیری..

از اینکه ...

 

برای دیدن ادامه ی متن به ادامه مطلب بروید

از اینکه وسط جمع قربان صدقه ی مادرت بروی

از اینکه در کوچه با بچه ها دنبال بازی کنی

از ابراز علاقه کردن به کسی که دوستش داری

از عصبانی شدن

از بلند خندیدن

از گریه کردن های بی دلیل

از کنار گذاشتن آدم هایی که تو را نمیفهمند خجالت نکش!

عمر هیچ کس قرار نیست جاودانه باشد

برای خودت زندگی کن!

میدانی چیست رفیق؟

خواهی نشوی همرنگ

رسوای جماعت شو

 

علی سلطانی

  • BHW

    BHW

    • ۱۳۹۶/۰۱/۲۵ - ۱۹:۳۷:۱۱

    bookmarked!!, I really like your blog!

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۴ - ۰۱:۳۶:۰۲

    I loved as much as you'll receive carried
    out right here. The sketch is tasteful, your authored subject matter
    stylish. nonetheless, you command get got an impatience over that you wish be delivering the following.
    unwell unquestionably come more formerly again as exactly
    the same nearly very often inside case you shield this
    hike.

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۴ - ۱۷:۰۶:۵۴

    If some one wishes expert view about running
    a blog then i advise him/her to pay a visit this blog,
    Keep up the good job.