شعر "ساحل" از فاضل نظری

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۱ دیدگاه

 

 

چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری ست
جای گلایه نیست که این رسم دلبری ست

هرکس گذشت از نظرت در دلت نشست
تنها گناه آینه ها زودباوری ست

مهرت به خلق بیشتر از جور بر من است
سهم برابرِ همگان نابرابری ست

دشنام یا دعای تو در حق من یکی ست
ای آفتاب! هرچه کنی ذرّه پروری ست

ساحل جواب سرزنش موج را نداد
گاهی فقط "سکوت" سزای سبکسری ست

فاضل نظری

  • BHW

    BHW

    • ۱۳۹۶/۰۱/۲۵ - ۲۰:۱۱:۱۷

    I always spent my half an hour to read this webpage's
    posts daily along with a mug of coffee.