"پاییز آمد" از علی سلطانی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۴ دیدگاه

پاییز آمد و من، ساختن لحظات ناب را بدون تو حرام کرده ام ... چه بهانه های خوبی برای امروز هست اما تو را ندارم!

مثلا خوردن یک لیوان قهوه در کافه هایِ کنار پیاده رو کار شراب را میکرد، اگر دستان تو در دستانم بود!
بعد از آن هم پیاده روی در خیابان ولیعصر ...
مردم درگیر روزمرگی و من هم درگیر پیچش موهایت که باد به صورتم میزند وقتی دارم شعر در گوش ات زمزمه میکنم...
تو هم درگیر صدای دورگه من!
فکر کن ...

 

برای مشاهده ی ادامه ی متن به ادامه مطلب بروید

فکر کن کمی سرد هم باشد، کل ولیعصر را قدم میزدیم، اگر دستان تو در دستانم بود!
میرفتیم سینما و فیلم فروشنده را برای چندمین بار میدیدیم، در تاریکیِ سینما مثل احمق ها زل میزدم به برق چشمانت وقتی داری با دقت فیلم را دنبال میکنی.

اگر دستان تو در دستانم بود، کنسرت سیامک عباسی به یاد ماندنی میشد و تا خانه همه ی آهنگ هایش را با صدای بلند برایت میخواندم و تو هم الکی از صدای من تعریف میکردی و من هم ذوق مرگ میشدم! اگر دستان تو در دستانم بود!

اما نه کافه را میروم نه سینما را نه کنسرت را ...!
میدانی.... مدینه فاضله ی من لحظاتِ با تو بودن شده، آن هم در خیال، اما من به این خیالِ با تو بودن هم خیانت نمیکنم!
راستی.... فکر کن باران هم ببارد!

علی سلطانی

  • یاسمن

    یاسمن

    • ۱۳۹۵/۰۷/۰۷ - ۱۰:۲۹:۲۷

    سلام آثار آقای علی سلطانی رو از کجا می یارید؟
    بی زحمت اگر ممکنه توی ایمیل پاسخ رو بگید
    ممنونم

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۳ - ۲۲:۱۶:۱۰

    This article provides clear idea in support of the new visitors of
    blogging, that genuinely how to do running a blog.

  • Can Pilates make you look taller?

    Can Pilates make you look taller?

    • ۱۳۹۶/۰۴/۲۴ - ۰۶:۴۹:۱۴

    I am actually delighted to glance at this web site posts which carries
    tons of valuable information, thanks for providing these
    kinds of data.

  • Alejandro

    Alejandro

    • ۱۳۹۶/۰۶/۱۵ - ۱۸:۵۲:۱۸

    Every weekend i used to pay a quick visit this website, because i wish for enjoyment, since this this website conations genuinely good funny information too.