"دروغ شاخدار بزرگ من" از علی سلطانی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۲ دیدگاه

امروز صبح در شهر...
یک عدد صندلیِ سیاه تنها در پیاده رو قدم میزد !
جدول های کنار خیابان با درخت ها گل یا پوچ بازی میکردند !
کبوتر ها بالای پشت بام ها نشسته بودند و سیگار میکشیدند !
گربه های ولگرد شهر، برای تماشای فیلم در مقابل سینماها صف کشیده بودنند!
نانوایی ها دیش ماهواره میفروختند و در تنورشان رسیور پخت میکردند!
من هم تو را فراموش کردم!!!
اینگونه نگاه نکن ...
باشه قبول!
مادرم راست میگفت من از همان کودکی دروغگوی خوبی نبودم!
اصلا نیازی نیست مثل پی نو کیو دماغم دراز شود!
این بند آخر کافی ست تا دروغ هایم لو برود....!
شاید همهء آن حرفها باور کردنی باشند
اما همه میدانند
فراموش کردن تو ،دروغِ شاخدار بزرگ من است!


علی سلطانی

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۴ - ۰۷:۱۲:۰۲

    Quality content is the secret to interest
    the users to visit the website, that's what this site is providing.

  • Why is my Achilles tendon burning?

    Why is my Achilles tendon burning?

    • ۱۳۹۶/۰۶/۰۳ - ۱۸:۱۷:۱۸

    My brother suggested I may like this website. He was totally right.

    This put up actually made my day. You cann't believe just how so much time I had spent for this info!
    Thanks!