"امن ترین مکان دنیا" از روزبه معین

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۴ دیدگاه

تصمیم گرفتم از ماشین پیاده شم و خودم رو تسلیم کنم، می دونستم که بالاخره بهم می رسه؛
داشت همه چیز رو بی رحمانه می بلعید و جلو میومد، سرد و وحشی، می گفتن اون گردباد دویست کیلومتر بر ساعت سرعتشه!
هنوز می تونستم صدای گوینده رادیو رو از میون خش خش ها بشنوم، اون هم حسابی ترسیده بود، انگار آخرین خبری بود که می خواست اعلام کنه.
با صدای لرزان گفت: شهروندان گرامی، گردباد در راه است، هرچه سریعتر خود را به امن ترین مکان برسانید...امن ترین...و خش خش ها دیگه نذاشت صدای رادیو رو بشنوم.
ماشین رو روشن کردم، می دونستم او هم صدای رادیو رو شنیده، باید می رفتم به امن ترین مکان دنیا.
وقتی اونجا رسیدم دیدم که اون پشت پنجره منتظرم نشسته، عطر چای تازه دم کرده رو می تونستم حس کنم، کنارش نشستم، همان جا، در امن ترین مکان دنیا!
حرفی نزدیم، چای خوردیم و به دور دست ها نگاه کردیم.
آسمان ارغوانی رنگ شده بود و گردباد سرد و وحشی می اومد تا همه چیز رو ببلعه...اما ما باور داشتیم که کنار هم در امن ترین مکان دنیا هستیم.

 

آنتارکتیکا،هشتاد و نه درجه جنوبی

روزبه معین

  • BHW

    BHW

    • ۱۳۹۶/۰۱/۲۵ - ۲۰:۰۷:۴۸

    I know this website provides quality dependent content and additional data, is there any other web page
    which gives these information in quality?

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۴ - ۱۲:۵۰:۵۱

    If you wish for to increase your knowledge just keep visiting this web site and be updated with the newest news posted here.

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۴ - ۱۸:۳۱:۰۴

    A motivating discussion is definitely worth comment. There's no doubt that that you ought to write more on this issue, it
    may not be a taboo matter but usually people don't talk about these subjects.

    To the next! All the best!!

  • What do you do when your Achilles tendon hurts?

    What do you do when your Achilles tendon hurts?

    • ۱۳۹۶/۰۵/۰۷ - ۲۱:۵۹:۳۷

    Hi there, I wish for to subscribe for this weblog to take newest updates,
    thus where can i do it please help out.