" به زلیخا بنویسید نیاید بازار" از حامد عسگری

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۳ دیدگاه

مثل سابق غزلم ساده و بارانی نیست

هفت قرن است در این مصر فراوانی نیست

 

 به زلیخا بنویسید نیاید بازار

این سفر، یوسف این قافله کنعانی نیست

 

 حال این ماهیِ افتاده به این برکه خشک

حال حبسیه‌نویسی است که زندانی نیست

 

 چشم قاجار کسی دید و نلرزید دلش

بشنوید از من بی‌چشم که کرمانی نیست

 

 با لبی تشنه و بی‌بسمل و چاقوئی کند

ما که رفتیم ولی رسم مسلمانی نیست

 

عشق رازی‌ست به اندازه‌ی آغوش خدا

عشق آن گونه که می‌دانم و می‌دانی نیست

 

حامد عسکری

  • BHW

    BHW

    • ۱۳۹۶/۰۱/۲۵ - ۱۹:۴۰:۰۸

    I am curious to find out what blog system you are using?
    I'm experiencing some small security problems with my latest site
    and I'd like to find something more risk-free. Do you have any suggestions?

  • BHW

    BHW

    • ۱۳۹۶/۰۱/۲۶ - ۱۶:۴۱:۰۷

    Terrific post but I was wanting to know if you could
    write a litte more on this topic? I'd be very grateful
    if you could elaborate a little bit further. Kudos!

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۴ - ۰۰:۱۱:۳۶

    Attractive section of content. I just stumbled upon your blog and in accession capital to assert that I acquire
    in fact enjoyed account your blog posts. Any way I will be subscribing
    to your augment and even I achievement you access consistently rapidly.