شعر "لذت مرگ نگاهی ست به پایین کردن" از کاظم بهمنی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۰ دیدگاه

لذت مرگ نگاهی ست به پایین کردن

بیـن روح و بدن ات فاصله تعیین کردن

 

‎نقشه می ریخت مرا از تو جدا سازد شک

‎نتوانست،  بنا  کـــرد  بــــه  توهیـــن کردن

 

‎زیـــر بار غم تـو داشت کسـی له می شد

‎عشق بین همه برخاست به تحسین کردن

 

‎آن قدر اشک به مظلومیتم ریخته ام

‎که نمانده است توانایی نفرین کردن

 

‎با وفا خواندم ات از عمد که تغییر کنی

‎گاه در عشق نیــاز است به تلقین کردن

 

‎"زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست"

‎خط مزن نقش مرغا مـوقـــع تمریــن کردن

 

‎وزش باد شدید است و نخ ام محکم نیست

‎اشتباه  است  مرا  دورتر  از  این کردن

 

کاظم بهمنی

    هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...