شعر "گریه میکنند" از حسین منزوی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۲ دیدگاه

چشمان تو که از هیجان گریه می کنند
در من هزار چشم نهان گریه می کنند

نفرین به شعر هایم اگر چشم های تو
اینگونه از شنیدنشان گریه می کنند

شاید که آگهند ز پایان ماجرا
شاید برای هر دومان گریه می کنند
 
بانوی من چگونه تسلایتان دهم ؟
چون چشم های باورتان گریه می کنند

پر کرده کیسه های خود از بغض رودها
چون ابرهای خیس خزان گریه می کنند
 
وقتی تو گریه می کنی ای دوست ، در دلم
انگار ابر های جهان گریه می کنند

انگار با تو بار دگر ، خواهران من
در ماتم برادرشان گریه می کنند

در ماتم هزار گل ارغوان مگر
با هم هزار سرو جوان گریه می کنند

انگار عاشقانه ترین خاطرات من
همراه با تو مویه کنان گریه می کنند

حس میکنم که گریه فقط گریه ی تو نیست
همراه تو زمین و زمان گریه می کنند

 

حسین منزوی

  • BHW

    BHW

    • ۱۳۹۶/۰۱/۲۵ - ۱۹:۴۶:۳۰

    I always emailed this weblog post page to all my associates, as if like to read it then my friends will too.

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۳ - ۱۷:۲۸:۴۵

    Greetings! I know this is somewhat off topic but I
    was wondering which blog platform are you using for this website?

    I'm getting tired of Wordpress because I've had issues with hackers and I'm looking at
    alternatives for another platform. I would be great if you could point me in the direction of a
    good platform.