شعر "گفتی چه خبر؟" از امید صباغ نو

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۴ دیدگاه

گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست
در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست
 
در زندگی ام، بعد تو و خاطره هایت
غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست
 
انگار نه انگار دل شهر گرفته ست
از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست
 
ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف
در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست
 
از روز به هم ریختن رابطه ی ما
از خاله زنک بازی تهران خبری نیست!
 
گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است
از معرفت قوم مسلمان خبری نیست!
 
در آتش نمرود تو می سوزم و افسوس
از معجزه ی باغ و گلستان خبری نیست!
 
در فال غریبانه ی خود گشتم و دیدم
جز خط سیاهی ته فنجان خبری نیست
 
گفتی چه خبر؟ گفتم و هرگز نشنیدی
جز دوری ات ای عشق، به قرآن خبری نیست...

 

امید صباغ نو

  • BHW

    BHW

    • ۱۳۹۶/۰۱/۲۵ - ۲۰:۱۴:۴۶

    That is a really good tip particularly to those new to the blogosphere.
    Brief but very accurate information… Appreciate your
    sharing this one. A must read post!

  • Anya

    Anya

    • ۱۳۹۶/۰۲/۰۹ - ۱۴:۴۷:۰۷

    Just what I was looking for, thanks for posting.

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۳ - ۱۸:۱۷:۲۱

    I have been surfing on-line greater than 3 hours today, yet I by no means discovered any fascinating article like yours.
    It's pretty value sufficient for me. In my view, if all website owners and bloggers made just right
    content as you did, the web can be much more useful than ever before.

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۴ - ۱۷:۴۹:۵۹

    It is the best time to make some plans for the long run and it is time to be happy.
    I've learn this publish and if I may I want to suggest
    you some interesting issues or tips. Perhaps you could write next articles referring to this article.
    I want to read more issues about it!