شعر "درد ِعشقی کشیده‌ام " از امید صباغ نو

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۴ دیدگاه

درد ِعشقی کشیده‌ام که فقط، هر که باشد دچار می فهمد
مرد، معنای غصّه را وقتی، باخت پای قمار می‌فهمد


بودی و رفتی و دلیلش را، از سکوتت نشد که کشف کنم
شرح ِ تنهایی مرا امروز، مادری داغدار می‌فهمد


دودمانم به باد رفت امّا‌، هیچ کس جز خودم مقصّرنیست
مثل یک ایستگاهِ متروکم، حسرتم را قطار می‌فهمد


خواستی باتمامِ بدبختی، روی دستِ زمانه باد کُنم
درد آوارگیِ هر شب را، مرده‌ی بی مزار می‌فهمد


هر قدم دورتر شدی از من، ده قدم دورتر شدم از او
علّت شکّ سجده هایم را، "مهُرِرکعت شمار" می فهمد


قبلِ رفتن نخواستی حتّی، یک دقیقه رفیقِ من باشی
ارزش یک دقیقه را تنها، مُجرمِ پای دار می فهمد


شهر، بعد از تو در نگاهِ من، با جهنّم برابری می کرد
غربتِ آخرین قرارم را، آدم ِ بی قرار می فهمد


انتظارِمن ازتوانِ تو، بیشتر بود، چون که قلبم گفت:
بس کن آخر! مگرکسی که نیست، چیزی ازانتظارمی فهمد؟

 

امید صباغ نو

  • BHW

    BHW

    • ۱۳۹۶/۰۱/۲۵ - ۲۰:۱۰:۴۹

    Thank you for any other informative website. The place else could
    I get that type of info written in such a perfect means?
    I have a challenge that I am just now running on, and I've been at
    the glance out for such info.

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۴ - ۱۵:۱۶:۳۱

    I’m not that much of a online reader to be honest but your sites really nice,
    keep it up! I'll go ahead and bookmark your site to come
    back later on. Cheers

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۴ - ۱۶:۲۶:۴۲

    It's wonderful that you are getting ideas from this post as
    well as from our argument made here.

  • How you can increase your height?

    How you can increase your height?

    • ۱۳۹۶/۰۶/۰۴ - ۱۳:۱۲:۵۸

    Hi there everyone, it's my first pay a visit at
    this website, and article is truly fruitful designed for me, keep up posting these types of posts.