شعر "ای مهربانتر از برگ" از دکتر شفیعی کدکنی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۳ دیدگاه

ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران

بیداری ستاره در چشم جویباران

آیینه ی نگاهت پیوند صبح و ساحل

لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران

بازآ که در هوایت خاموشی جنونم

فریاد ها برانگیخت از سنگ کوه ساران

ای جویبار جاری! زین سایه برگ مگریز

کاین گونه فرصت از کف دادند بی شماران

گفتی: به روزگاران مهری نشسته گفتم

بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران

بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز

زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران

پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند

دیوار زندگی را زین گونه یادگاران

وین نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند

تا در زمانه باقی ست آواز باد و باران

 

دکتر شفیعی کدکنی

  • BHW

    BHW

    • ۱۳۹۶/۰۱/۲۵ - ۱۹:۵۰:۴۴

    Actually when someone doesn't know afterward its up to other people that
    they will help, so here it occurs.

  • http://worriedmerchant25.jimdo.com/2015/06/26/what-causes-hammer-toes

    http://worriedmerchant25.jimdo.com/2015/06/26/what-causes-hammer-toes

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۷ - ۲۰:۰۹:۱۰

    Hello, Neat post. There is an issue with your site in web explorer,
    might check this? IE still is the market leader and a good component of people will omit your wonderful writing due to this problem.

  • foot pain heel

    foot pain heel

    • ۱۳۹۶/۰۳/۳۱ - ۲۲:۳۴:۳۶

    We are a gaggle of volunteers and starting a new scheme in our community.

    Your web site offered us with valuable info to work on. You've
    done an impressive job and our whole neighborhood will be grateful to you.