گزیده اشعار کتاب یلدا از سعید بیابانکی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۲ دیدگاه

با من چه کرده است ببین بی ارادگی
افتاده ام به دام تو ای گل به سادگی

جای ترنج دست و دل از خود بریده ام
این است راز و رمز دل از دست دادگی

ای سرو ! ذکر خیر تو را از درخت ها
افتادگی شنیده ام و ایستادگی

جانی زلال دارم و روحی زلال تر
آموختم از آینه ها صاف و سادگی

با سکه ها بگو غزلم را رها کنند
شاعر کجا و تهمت اشرافزادگی....

 

سعید بیابانکی

 

بقیه ی اشعار در ادامه مطلب

در آرزوی رویت ماه تمامی
شامی به صبحی می برم صبحی به شامی

هر شب به قصد توبه کردن ، می نخوردن
جامی به سنگی می زنم سنگی به جامی

دستی به جنت دارم و پایی به دوزخ
نان حلالی دارم و آب حرامی

یک روز می بینی جز این چیزی نداری:
عمر تمامی حرف های ناتمامی

در عشق اگر مجنون صحراگرد باشی
یک باره از ره می رسد ابن السلامی

با بوسه ای بستی دهانم را در این بیت
به به چه پایانی عجب حسن ختامی...!

 

--------------------------------------------------------------

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۴ - ۰۴:۰۶:۰۵

    I think that everything posted was actually very reasonable.
    However, what about this? suppose you wrote a catchier title?
    I ain't suggesting your content isn't solid, however what if you
    added something that grabbed a person's attention? I mean گزیده اشعار
    کتاب یلدا از سعید بیابانکی
    is kinda vanilla. You ought to glance at Yahoo's front page and see how they
    write article headlines to grab viewers interested.

    You might add a video or a related pic or two to get people
    interested about everything've written. In my opinion, it might bring your posts a little bit more interesting.

  • How do you treat Achilles tendonitis?

    How do you treat Achilles tendonitis?

    • ۱۳۹۶/۰۵/۰۷ - ۱۲:۱۶:۱۱

    Excellent pieces. Keep posting such kind of information on your blog.
    Im really impressed by your blog.
    Hey there, You have done an incredible job. I will certainly digg it and in my view suggest to
    my friends. I am confident they will be benefited from this website.