داستان کوتاه آرامش

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۴ دیدگاه

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن.
پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت.
پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده.
دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد.

ادامه ی داستان کوتاه در ادامه ی مطلب

اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد.
همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابید و خوابش برد.
ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده.

عذاب وجدان همیشه مال کسی است که صداقت ندارد
آرامش مال کسی است که صداقت دارد
لذت دنیا مال کسی نیست که با آدم صادق زندگی می کند
آرامش دنیا مال اون کسی است که با وجدان صادق زندگی میکند

  • BHW

    BHW

    • ۱۳۹۶/۰۱/۲۵ - ۲۰:۰۶:۳۲

    Wonderful blog! Do you have any suggestions for aspiring writers?
    I'm planning to start my own site soon but I'm a little lost on everything.
    Would you propose starting with a free platform like Wordpress or
    go for a paid option? There are so many options out there that
    I'm totally confused .. Any tips? Thank you!

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۵ - ۰۲:۳۵:۵۲

    Hey! I'm at work browsing your blog from my new iphone 4!
    Just wanted to say I love reading through your blog and
    look forward to all your posts! Keep up the great
    work!

  • How much does it cost for leg lengthening?

    How much does it cost for leg lengthening?

    • ۱۳۹۶/۰۶/۰۳ - ۱۷:۲۶:۱۰

    Hello, I want to subscribe for this web site to take latest updates, therefore
    where can i do it please assist.

  • What is distraction osteogenesis?

    What is distraction osteogenesis?

    • ۱۳۹۶/۰۶/۰۶ - ۱۲:۵۶:۰۳

    Can you tell us more about this? I'd love to find out more details.