سِر شدگی از روزبه معین

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۰ دیدگاه

یه روز صبح از خواب بلند میشی و متوجه میشی هیچ حسی به گذشته و آدم های گذشته نداری، دیگه می تونی واسه همشون آرزوی خوشبختی کنی؛
یه جور رهایی و بی احساسی کامل، از اون به بعد با کسی جر و بحث نمی کنی، به همه لبخند می زنی و از همه چیز ساده می گذری.
مردم بهش میگن قوی شدن، اما من میگم سِر شدگی!



قهوه سرد آقای نویسنده

روزبه معین

    هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...