قدرت عجیب یک کودک

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۵ دیدگاه

کمی پس از آن که آقای داربی از "دانشگاه مردان سخت کوش" مدرکش را گرفت و تصمیم داشت از تجربه خود در کار معدن استفاده کند، دریافت که "نه" گفتن لزوماً به معنای "نه" نیست. او در بعد از ظهر یکی از روزها به عمویش کمک می کرد تا در یک آسیاب قدیمی گندم آرد کند.

عمویش مزرعه بزرگی داشت که در آن تعدادی زارع بومی زندگی می کردند. بی سرو صدا در باز شد و دختر بچه کم سن و سالی به درون آمد، دختر یکی از مستاجرها بود؛ دخترک نزدیک در نشست. عمو سرش را بلند کرد، دخترک را دید، با صدایی خشن از او پرسید: "چه می خواهی؟ " کودک جواب داد : "مادرم گفت 50 سنت از شما بگیرم و برایش ببرم."
عمو جواب داد: " ندارم، زود برگرد به خانه ات" کودک جواب داد: "چشم قربان" اما از جای خود تکان نخورد. عمو به کار خود ادامه داد. آن قدر سرگرم بود که متوجه نشد کودک سر جای خود ایستاده. وقتی سرش را بلند کرد، کودک را دید بر سرش فریاد کشید که: "مگر نگفتم برو خانه. زود باش."
دخترک گفت:" چشم قربان" اما از جای خود تکان نخورد. عمو کیسه گندم را روی زمین گذاشت ترکه ای برداشت و آن را تهدید کنان به دخترک نشان داد. منظور او این بود که اگر نرود به دردسر خواهد افتاد. داربی نفسش را حبس کرده بود، مطمئن بود شاهد صحنه ناخوشایندی خواهد بود. زیرا می دانست که عمویش عصبانی است. وقتی عمو به جایی که کودک ایستاده بود، نزدیک شد، دخترک قدمی به جلو گذاشت و در چشمان او نگاه کرد و در حالی که صدایش می لرزید با فریادی بلند گفت: "مادرم 50 سنت را می خواهد." عمو ایستاد. دقیقه ای به دختر نگاه کرد، بعد ترکه را روی زمین گذاشت، دست در جیب کرد و یک سکه 50 سنتی به دخترک داد. کودک پول را گرفت و عقب عقب در حالی که همچنان در چشمـان مردی که او را شکسـت داده بود می نگریست به سمت در رفت. وقتی دخترک آسیاب را ترک کرد، عمو روی جعبه ای نشست و از پنجره مدتی به فضای بیرون خیره شد. این نخستین بار بود که کودکی بومی به لطف اراده خود توانسته بود سفید پوست بالغی را شکست دهد.


نویسنده: ناپلئون هیل
منبع: بیندیشید و ثروتمند شوید

  • BHW

    BHW

    • ۱۳۹۶/۰۱/۲۵ - ۱۹:۳۷:۴۷

    I relish, result in I discovered exactly what I used
    to be taking a look for. You have ended my four day lengthy hunt!
    God Bless you man. Have a great day. Bye

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۳ - ۱۵:۱۸:۵۰

    hey there and thank you for your information – I've definitely picked up something new from right here.
    I did however expertise several technical points
    using this web site, since I experienced to reload the web site many
    times previous to I could get it to load correctly. I had been wondering if your hosting is OK?
    Not that I'm complaining, but sluggish loading instances times will sometimes affect your placement
    in google and could damage your high quality score if ads and marketing
    with Adwords. Well I'm adding this RSS to my e-mail and can look out
    for much more of your respective exciting content. Make sure you update this again soon.

  • manicure

    manicure

    • ۱۳۹۶/۰۲/۱۳ - ۲۳:۰۸:۴۰

    constantly i used to read smaller content which as well
    clear their motive, and that is also happening with this post which
    I am reading at this time.

  • Why do they call it the Achilles heel?

    Why do they call it the Achilles heel?

    • ۱۳۹۶/۰۶/۰۳ - ۱۳:۰۹:۴۶

    bookmarked!!, I really like your website!

  • What do eccentric heel drops do?

    What do eccentric heel drops do?

    • ۱۳۹۶/۰۶/۰۶ - ۱۳:۴۷:۱۹

    What's up to every body, it's my first pay a visit of this blog; this
    blog consists of awesome and in fact good material designed for visitors.