" نشود فاش کسی " از هوشنگ ابتهاج

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۲ دیدگاه
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر نامه رسان من و توست   گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست   روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست گو بهار دل و جان باش و خزان ...