"مرهم" از محسن امینی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۱ دیدگاه
با اینکه زخم های تو مرهم گرفته اند اما هنوز چلچله ها غم گرفته اند بغض بهاری تو دوباره شکسته است گل های سرخ باغچه شبنم گرفته اند ازبس که آه سینه ی خود را زمین زدی ذرات خاک کوچه ی ما دم گرفته اند بگذار کر شوند خداوند گوش ها وقتی صدای زیر تو را بم گرفته اند باید شرار سیلی موجت خورند باز شنهای ساحلی...