"هرچه کردم نشدم از تو جدا، بدتر شد" از عسگر جاوید

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۱ دیدگاه
هرچه کردم نشدم از تو جدا، بدتر شد گفته بودم بزنم قید تو را، بدتر شد   مثلا خواستم این بار موقر باشم و به جای "تو" بگویم که "شما"، بدتر شد   آسمان وقت قرار من و تو ابری بود تازه، با رفتن تو وضع هوا بدتر شد   چاره دارو و دوا نیست، که حال بد من بی تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد   گفته بودی نزنم حرف...