"این بار بی مقدّمه از سر شروع کرد" از محسن ناصحی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۰ دیدگاه
این بار بی مقدّمه از سر شروع کرد این روضه خوان پیر از آخر شروع کرد   مقتل گشوده شد همه دیدند روضه را از جای بوسه های پیمبر شروع کرد   از تل دوید مرثیه را قتلگاه را از لا به لای نیزه و خنجر شروع کرد   از خط به خطّ مقتل گودال رد شد و - با گریه از اسیری خواهر شروع کرد   این جا چقدر چشم حرامی به خیم...