هرگز نیــا

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۳ دیدگاه
قول بده که خواهی آمد اما هرگز نیــا ! اگر بیایی همه چیز خراب می شود دیگر نمی توانم اینگونه با اشتیاق به دریا و جاده خیره شوم من خو کرده ام به این انتظار به این پرسه زدنها در اسکله و ایستگاه اگر بیایی من چشم انتظار چه کسی بمانم   رسول...

" عصر غم انگیز " از رسول یونان

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۲ دیدگاه
این عصر، چقدر غم انگیز است انگار... در تمام قطارها و اتوبوس ها، تو دور می شوی...!   رسول...