"ترس" از شیما سبحانی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۱ دیدگاه
ترس یعنی باران بیاید من و تو زیر یک چتر باشیم. من با تو حرف بزنم، تو نگاهم کنی. بعد باران که بایستد، تو را از آغوشم شسته باشد! ترس یعنی تو فقط خیال باشی ...   شیما ...