داستان کوتاه دو مرده اثر جلال آل احمد

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۴ دیدگاه
دو مرده اثر جلال آل احمد شما هم اگر آن روز صبح از خیابان باریکی که باب همایون را به ناصرخسرو وصل می کند می گذشتید، حتماً لاشه ی او را می دیدید. کنار جوی آب، نزدیک هشتی گودی که سه در خانه در آن باز می شود، افتاده بود. یک دست و یک پایش هنوز توی جوی آب بود. و مردم دور او جمع شده بودند و پرحرفی می ک...