"دارد دلم بهانه گودال قتلگاه" از رضا فراهانی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۰ دیدگاه
دارد دلم بهانه گودال قتلگاه داغ دلم نشانه ی گودال قتلگاه بی بال و پر دوباره به معراج می رود تا عرش بی کرانه ی گودال قتلگاه دلتنگ حال روضه ی گودال گشته باز سر می نهد به شانه ی گودال قتلگاه گشته به پا، به شور و نوا، مجلس عزا در بزم عاشقانه ی گودال قتلگاه زینب به نوحه خوانی و زهراست سینه زن با دختر...

"این بار بی مقدّمه از سر شروع کرد" از محسن ناصحی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۰ دیدگاه
این بار بی مقدّمه از سر شروع کرد این روضه خوان پیر از آخر شروع کرد   مقتل گشوده شد همه دیدند روضه را از جای بوسه های پیمبر شروع کرد   از تل دوید مرثیه را قتلگاه را از لا به لای نیزه و خنجر شروع کرد   از خط به خطّ مقتل گودال رد شد و - با گریه از اسیری خواهر شروع کرد   این جا چقدر چشم حرامی به خیم...