"یاس حساس است" از حسین صادقی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۰ دیدگاه
یاس حساس است از گل های دیگر بیشتر پس همیشه می شود در باد پرپر بیشتر هر چه هیزم پشت در می سوخت با بادی شدید کوچه از بوی کسی می شد معطر بیشتر در سقیفه بود یا نه حتم دارم بعد از آن داده شد در کوچه ها مزد پیمبر بیشتر میخ و آتش هر دو بر در بود پس با این حساب هر چه از دیوار بد دیدند از در بیشتر با سه ...

"پرچم تو باد را این سو و آن سو می برد " از حسین صادقی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۶ دیدگاه
پرچم تو باد را این سو و آن سو می برد گنبدت خورشید را هر روز از رو می برد عده ای را گنبدت یک دسته را گلدسته ات گاه دل را چشم جادو گاه ابرو می برد بسته به ایمان خویش از آب سقاخانه ات یک نفر آب و کسی می گفت دارو می برد کاسه ی چشمش کج و از درد خالی می شود گوشه ی صحن تو هر کس سر به زانو می برد پلک گر...

عاشقت هستم ولی پیش تو حاشا میکنم از معین مهرعلیان

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۲ دیدگاه
وقت صحبت با تو هی این پا و آن پا میکنم عاشقت هستم ولی پیش تو حاشا میکنم   آسمان در چشم تو محبوس و من بی بال و پر از نگاه خیره در چشم تو "پر وا" میکنم   موج موهایت دلم را سمت دریا میبرد من تو را از ساحل شعرم تماشا میکنم   عقل میگوید که دیگر باید از تو بگذرم در جواب اما فقط امروز و فردا میکنم   در...

این داغ برای کشورم سنگین است از معین مهرعلیان

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۲ دیدگاه
در مورد حوادث تروریستی 17 خرداد تهران:   مدافعان حرم، مدافعان حریم ایران هستند. امنیت ما وابسته به آن هاست. کاش روزی برسد که همه در کنار هم در صلح و آرامش زندگی کنیم. صلح، کلمه ای که این روز ها همه با آن غریبه ایم...   امروز، سه رنگ پرچمش خونین است این داغ برای کشورم سنگین است مردانِ سیاست به جد...

"درد" از محمد حسن کریمی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۷ دیدگاه
_درد_ _درد یعنی دو نقطه حرف دلت ، تلخی انتظار ، می فهمی؟_ _فصل فصلت همیشه تاریکی ، زندگی بی بهار ، می فهمی ؟_   _درد یعنی رسیده آخر خط ، زندگی لحظه لحظه رو به سقوط_ _چمدانی به دست دلخوشی ات ، سوت سرد قطار ، می فهمی ؟_   _فرض کن عاشق کسی باشی ، می کشی ناز ، می شوی معتاد_ _درد یعنی که اعتیادت را ،...

" من در تمام عمرم چون تو کسی ندیدم " از معین مهرعلیان

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۱۲ دیدگاه
من در تمام عمرم چون تو کسی ندیدم از هرچه دیده بودم غیر از تو دل بریدم از شاهدان شنیدم،مِی در نگاه داری جام شراب چشمت،لاجرعه سر کشیدم حتی ز گوشه ی چشم بر من نظر نکردی خود اهل ناز بودم،ناز تو را خریدم دل التماس میکرد گیرم تو را در آغوش از شرم این گناهم لب های خود گَزیدم من شیر بودم و تو آهوی قصه ب...

"از من نشد جدا غم از دست دادنت" از حسین صادقی

نوشته شده توسط:معین مهرعلیان | ۴ دیدگاه
از من نشد جدا غم از دست دادنت باید چه کرد با غم از دست دادنت؟ تا بی کسی شعر رسیدم ببین مرا برده است تا کجا غم از دست دادنت تکلیف چیست؟ گریه کنم یا بخندم از خوشبختی تو یا غم از دست دادنت باشد قبول سهم من از روزگار غم اما بگو  چرا غم از دست دادنت؟ نه جان تازه می دهد این شعر ها به من نه می کشد مرا ...